مقاله فارسی .

ارائه بیش از 25000 مقاله فارسی word

دانلود مقاله رآلیسم (واقع گرایی)

 

 

 

 

مکتب اصالت واقع تقریبأ روبروی مکتب اصالت تصور می باشد
رآلیسم نیز مانند ایده آلیسم یکی از قدیمی ترین فلسفه در فرهنگ غرب است که تاریخ آن دست کم به یونان باستان برمی گردد .
اینان ، اصل استقلال (ناپیوستگی ) بین اشیاء و انسان معتقدند . صاحبان این نظر در اصل چنین اعتقاد دارند که واقیت به معرفت و ارزش مستقل از ذهن انسان وجود دارد. و نیز به اصل قابلیت شناسایی جهان انچنان که هست توجه دارند .
به تعبیر دیگر رآلیسم عقیده ایده آلیست ها را که تنها اندیشه های واقعی هستند مردود می داند. به یک معنا می توان گفت که به نظر رآلیست فقط ماده واقعی است . این سخن بدان معنا نیست که هم واقع گرایان ، ماده گرایان افراطی باشند . آنچه اهمیت دارد این است که ماده نمونه روشنی از واقعیت مستقل است .
رآلیسم ها گفته اند معیار واقعی بودن از راه تجربه کردن مشخص می شود.
جان لاک معتقد بود که ذهن انسان هنگام تولد چون صفحه ای نانوشته است و در طول زندگی انسان از طریق حواس به کسب معرفت می پردازد.
گ.یند: هر چیز سازگار با طبیعت ارزشمند است و به وسیله عمل تعقل ارزشها معین می گردد
واقع گرایان به چند دسته تقسیم شده اند :
1- واقع گرایان عقلی: اینان برای خلاقیت و خودانگیختگی ارزش فراوانی قائلند و هدف اولیه آموزش و پرورش را آماده کردن انسان برای زندگی آینده می دانند اما آمادگی را در تعادل قوای عقلانی جستجو می کنند و نه صرفأ در سازگاری با محیط وجد اراده در انسان را برای شدن مهم می دانند .
2- واقع گرایان علمی: اغلب اینان جبر گرا هستند و گویند واقعیت های علمی عینی و عملی بایستی به عنوان محور اصلی آموزش و پرورش تلقی گرد.

 

می توان تشبیهات فراوانی بین این گروه و پیروان فلسفه تحقیقی پوزیتیوسم، اصالت تجربه:آمپریسم و طبیعت گرایی: نانورالیسم مشاهده نمود.
3- واقع گرایان اسلامی.

 

«مراحل ظهور رئالیسم»
ظهور رئالیسم قدیم
ارسطو(384-322ق م)
افلاطون معتقد بود که ماده واقیت ندارد و باید به مثل توجه کرد ، با این حال ارسطو شاگرد افلاتطون ، این تفکر را مطرح کرد که هرچند ممکن است مثل به خودی خود مهم باشد اما تحقیق مناسب در مورد ماده نمی تواند ما را به مثل بهتر و متمایزتر برساند .
ارسطو حدود بیست سال در آکادمی افلاطون تحصیل کرد و سرانجام مدرسه خود را به نام لیسه را بنا نهاد.
به گفته ارسطو مثل (صور) مانند اندیشه خدا یا اندیشه یک درخت می تواند بدون ماده وجود داشته باشد . اما هیچ ماده ای بدون صور نیست ، هر جزئی از ماده دو خاصیت کلی و جزئی دارد . مردم در صفات جزئی با هم متفاوتند ، آنها شکل و اندازه های متفاوت ارند و هیچ دو انسان دقیقآ شبیه هم نیستند . اما بی تردید همه مردم در برخی صفات کلی با همدیگر سهیمند و این صفات را می توان «انسان بودن » نامید.
ارسطو معتقد بود که باید بادل مشغول مطالعه و ادراک واقیت همه اشیاء باشیم .
اما تفاوت دیدگاه افلاطون و ارسطو این بود که ارسطو فکر می کرد که آدمی از طریق مطالعه اشیاء مادی می تواند صورت را دریابد و افلاطون معتقد بود که تنها از طریق برخی انواع استدلال از قبیل جدل می توان به صورت دست یافت.
ارسطو دلیل می آورد که صور اشیاء یعنی ویژگی های کلی آن ، ثابت باقی مانده هرگز تغیر نمی کنند در حالی که عناصر ویژه تشکیل دهنده آن حتما تغییر می کند . مثلا افراد انسانی می میرند، اما انسان بودن باقی می ماند.
ارسطو و افلاطون در این نکته که صورت ثابت و ماده پیوسته متغیر است توافق داشتند اما ارسطو معتقد بود که صورت همراه ماده خاص و حتی نیرو محرکه آن است . به نظر ارسطو هر شیء «روح» ضعیفی دارد که آن را به راه راست هدایت می کند .
رئالیسم مذهبی
توماس آکونیاس (1225-1274 م)
اندیشه های ارسطو بر مذهب مسیحیت تاثیر فراوان نداشت و درست مخالف نوشته ها ی آگوستن که رهبانیت را ترویج می کرد در بسیاری زمینه ها بدین سو متمایل بود که از سکولاریزه ترین کلیسا حمایت کند . به تدریج اندشه های ارسطو در مسیحیت ادغام شد و بنیان فلسفی آن را فراهم کرد .
اکونیاس اعتقاد داشت که خدا ماده را از عدم آفریده و همان گونه که ارسطو می گفت ، خدا محرک غیر متحرکی است که به جهان ، معنا و هدف می دهد . او در اثر مانده گار خود به نام مایع الهیات ، مطالب مربوط به مسیحیت را جمع بندی کرده است .
او عقیده داشت تمام حقایق به صورت همیشگی در خدا وجود دارد. حقایق از طریق وحی الهی به مردم می رسد . اما خدا آدمیان را قدرت اندیشیدن بخشیده تا برای درک حقیقت تلاش کنند.
ارسطو و آکونیاس ، هر دو به اصل دوگانگی واقیت اعتقاد داشتند . این موضوع را می توان در نگرش ارسطو نسبت به ماده و صورت و در نگرش آکونیاس به عد مادی و عقلانی انسان ، ملاحظه کرد . بعدها این دوگانگی به تضادی بزرگ میان دیدگاه علمی و مذهبی در موئرد واقعیت منجر شد.
ظهور رآلیسم جدید
دو چهره برجسته تر رئالیسم جدید، فرانسیس بیکن و جان لاک ، هستند این دو فیلسوف به ابداع شیوه های منظم تفکر و راههای افزایش ادراکات انسان مبادرت ورزیده اند .
جهان بینی در رئالیسم
ارسطو معتقد بود بدان دلیل که وقایع به صورت منظم رخ می دهد بنابراین جهان دارای طرح و نظم است . دانه بلوط به درخت بلوط تبدیل می شود و نه به درخت چنار ، جهان را از طریق اهداف آن می توان شناخت بنابرای هر اتفاقی از طریق اهداف آن قابل تبین است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 4,700 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
myFilename3547_483951_8662.zip18.4k